آیا محیطی فراهم کردهایم که کارآفرین بتواند در آن شکل بگیرد، رشد کند و دوام بیاورد؟
کارآفرینی صرفاً خلق یک ایده، ثبت یک شرکت یا راهاندازی یک کسبوکار جدید نیست؛ کارآفرینی فرایند تبدیل دانش، مهارت و فرصت به ارزش اقتصادی و اجتماعی است. این ارزش زمانی شکل میگیرد که دانش، سرمایه، مهارت، فناوری، بازار، قوانین پایدار و اعتماد عمومی در کنار یکدیگر قرار گیرند.اگر یکی از این حلقهها حذف یا تضعیف شود، نه استارتاپی به بلوغ میرسد، نه کارخانهای توسعه مییابد و نه اقتصاد میتواند مسیر رشد پایدار را طی کند.
صنعت مواد شیمیایی؛ پیشران پنهان زنجیره تولید
اهمیت این موضوع در صنعت مواد شیمیایی بیش از بسیاری از بخشهای دیگر قابل مشاهده است. صنعت مواد شیمیایی نقطه اتصال دهها صنعت راهبردی از جمله داروسازی، کشاورزی، صنایع غذایی، رنگ و رزین، شویندهها، پلیمر، نفت، پتروشیمی، فلزات و نساجی است.هرگونه اختلال در تأمین مواد اولیه یا فعالیت بنگاههای این صنعت، تنها یک شرکت یا واحد تولیدی را متوقف نمیکند؛ بلکه بخشی از زنجیره تولید کشور را با کاهش ظرفیت، افزایش هزینه و اختلال در عرضه مواجه میسازد.ازاینرو، کارآفرینی در صنعت مواد شیمیایی فقط به معنای تأسیس یک شرکت جدید نیست؛ بلکه به معنای ایجاد زنجیرهای پایدار از نوآوری، تجارت، تولید، صادرات، بومیسازی و توسعه فناوری است.در جهان امروز، مزیت رقابتی کشورها دیگر صرفاً براساس میزان برخورداری از منابع طبیعی یا سرمایههای مالی تعیین نمیشود. یکی از مهمترین شاخصهای رقابتپذیری، سرعت تبدیل دانش به کسبوکار و ثروت است.کشوری موفقتر خواهد بود که بتواند ایده را سریعتر به محصول، محصول را به بازار و بازار را به صادرات تبدیل کند.
آموزش مهارتی باید به حل مسئله منجر شود
در چنین شرایطی، آموزشهای فنیوحرفهای نیز باید از رویکردهای سنتی و مدرکمحور فاصله بگیرند. آموزش نباید صرفاً با هدف دریافت گواهینامه یا تکمیل یک دوره برگزار شود؛ بلکه باید مستقیماً به حل مسائل واقعی صنعت، افزایش بهرهوری، توسعه فناوری، ارتقای اشتغالپذیری و ایجاد کسبوکارهای جدید منجر شود.اقتصاد رقابتی بیش از هر چیز به سرمایه انسانی توانمند نیاز دارد. نیروی انسانی ماهر، تنها یک عامل تولید نیست؛ بلکه مهمترین دارایی سازمانها، صنایع و اقتصادهای پیشرو محسوب میشود.بنابراین، آموزش مهارتی باید براساس نیازهای واقعی بازار کار و صنعت طراحی شود و ارتباطی پایدار میان مراکز آموزشی، بنگاههای اقتصادی، دانشگاهها، تشکلهای تخصصی و نهادهای سیاستگذار ایجاد کند.
کارآفرین فقط به آموزش نیاز ندارد؛ به امید نیاز دارد
در کنار آموزش و مهارت، یک واقعیت بنیادین را نباید نادیده گرفت: کارآفرین برای آغاز و ادامه مسیر خود به امید، اعتماد و قابلیت پیشبینی نیاز دارد.
امید به اینکه قوانین و مقررات بهطور مستمر و ناگهانی تغییر نکنند؛
امید به اینکه سرمایهگذاری از امنیت کافی برخوردار باشد؛
امید به اینکه بتوان برای سالهای آینده برنامهریزی کرد؛
و امید به اینکه نوآوری، تولید و ارزشآفرینی بیش از بروکراسی مورد حمایت قرار گیرند.
کارآفرینی در محیطی که با تصمیمهای متغیر، مقررات پیچیده، دسترسی دشوار به منابع مالی و نبود چشمانداز روشن مواجه است، نمیتواند به یک جریان پایدار اقتصادی تبدیل شود.
کارآفرین باید بتواند ریسکهای طبیعی بازار را مدیریت کند، نه اینکه بخش عمده توان و سرمایه خود را صرف مقابله با ریسکهای ناشی از تصمیمها و فرایندهای غیرقابل پیشبینی کند.
ظرفیتهای کارآفرینی در صنعت مواد شیمیایی
صنعت مواد شیمیایی از ظرفیتهای گستردهای برای نوآوری و خلق ارزش برخوردار است؛ از توسعه زنجیره تأمین و بومیسازی مواد اولیه تا تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر، گسترش صادرات، همکاریهای فناورانه، اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی، پلتفرمهای اطلاعات تجاری و توسعه شرکتهای دانشبنیان.تحقق این ظرفیتها، نیازمند تغییر نگاه به کارآفرینی است. کارآفرینی نباید صرفاً مسئولیت یک جوان صاحب ایده تلقی شود؛ بلکه مسئولیتی مشترک میان دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها، تشکلهای اقتصادی، نظام بانکی، مراکز مهارتی و فعالان صنعت است.هر یک از این نهادها باید بخشی از موانع مسیر را برطرف کنند و در شکلگیری یک زیستبوم منسجم، قابل اعتماد و توسعهگرا نقش داشته باشند.
ضرورت تحول نقش اتحادیهها و تشکلهای تخصصی
اتحادیهها و تشکلهای تخصصی نیز باید از نقشهای محدود و سنتی عبور کنند و به مراکز توسعه کسبوکار و نهادهای تسهیلگر اقتصادی تبدیل شوند.این تشکلها، علاوه بر پیگیری مطالبات صنفی اعضا، باید در حوزههای زیر نقشآفرینی کنند:تولید و تحلیل دادههای تخصصی، شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری، توسعه بازارهای داخلی و صادراتی، شبکهسازی میان فعالان اقتصادی، حمایت از نوآوری، انتقال فناوری، ارتقای مهارتهای مدیریتی و تربیت نسل جدید کارآفرینان.تشکلهای تخصصی به دلیل ارتباط مستقیم با فعالان بازار، بهتر از بسیاری از نهادها میتوانند مسائل واقعی بنگاهها را شناسایی کرده و میان سیاستگذاران، مراکز علمی و بخش خصوصی پیوند برقرار کنند.
کارآفرینی باید به یک راهبرد ملی تبدیل شود
اقتصاد آینده ایران تنها با نفت، معادن یا سایر منابع طبیعی تعریف نخواهد شد؛ بلکه با تعداد کارآفرینانی شناخته میشود که بتوانند مسئلهای واقعی را حل کنند، ارزشی پایدار بیافرینند و محصول یا خدمتی رقابتپذیر به بازارهای داخلی و جهانی ارائه دهند.اگر میخواهیم از اقتصاد متکی بر منابع به اقتصادی مبتنی بر دانش، مهارت و نوآوری حرکت کنیم، باید کارآفرینی را از یک مناسبت تقویمی به یک راهبرد ملی تبدیل کنیم.ششم مرداد، بیش از آنکه روز تبریک باشد، روز تصمیمگیری است؛ تصمیم برای ساختن اقتصادی که در آن کارآفرین نه یک استثنا، بلکه یکی از مهمترین سرمایههای کشور باشد.
جای خالی «روز ملی کارآفرین»
در تقویم کشور، ششم مرداد به «روز ملی کارآفرینی و ترویج آموزشهای فنیوحرفهای» اختصاص یافته است؛ اما همچنان روزی مستقل، فراگیر و شناختهشده برای پاسداشت خودِ «کارآفرین» وجود ندارد.میان «روز کارآفرینی» و «روز کارآفرین» تفاوتی معنادار وجود دارد. نخستین عنوان بر یک مفهوم، فرایند و رویکرد اقتصادی تأکید میکند؛ درحالیکه دومی به افرادی اختصاص دارد که با پذیرش ریسک، خلق اشتغال، توسعه نوآوری و تبدیل ایده به ثروت، بار مهمی از توسعه اقتصادی کشور را بر دوش میکشند.پراکندگی روایتها و تاریخهای مطرحشده درباره مناسبتهای مرتبط با کارآفرینی نشان میدهد که هنوز درباره جایگاه نمادین کارآفرین در کشور، اجماع و انسجام لازم شکل نگرفته است.شاید زمان آن فرا رسیده باشد که در کنار گرامیداشت روز ملی کارآفرینی، موضوع تعیین و ثبت رسمی «روز ملی کارآفرین» نیز با مشارکت دولت، بخش خصوصی، دانشگاهها، تشکلهای اقتصادی و فعالان صنعت بررسی شود.چنین روزی میتواند به نمادی برای پاسداشت افرادی تبدیل شود که ریسک میکنند، فرصت میآفرینند، اشتغال ایجاد میکنند، نوآوری را به ثروت تبدیل میکنند و مسیر توسعه اقتصادی کشور را پیش میبرند.اقتصادی که برای کارآفرینان خود روایت، جایگاه و مسیر مشترکی نداشته باشد، نمیتواند انتظار داشته باشد آنان در دشوارترین شرایط، بهتنهایی بار توسعه را بر دوش بکشند.کارآفرینان به بیش از تقدیرهای مناسبتی نیاز دارند؛ آنان به سیاستهای پایدار، قوانین شفاف، آموزشهای کاربردی، دسترسی عادلانه به منابع، بازار رقابتی و آیندهای قابل پیشبینی نیازمندند.

